مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

97

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

و اين قصّهء احوال ملائكه ، كه حق - سبحانه و تعالى - با ما وصف فرمود ، تعريفى است الهى ؛ كه به آن تعريف ادب مىفرمايد حق - جلّ و علا - بندگان ادب‌آموز خود را ؛ كه خليفگان حق‌اند در زمين ؛ و امينان وىاند در زمان . كه هرگاه كه عنايت ملازم حال بنده گردد ؛ حق به خودى خودش ادب آموزد ؛ كه : « أدّبنى ربّي فأحسن تأديبى » حكايت از چنين عنايت است . و اگر كسى پرسد كه : مكالمهء حق - عزّ شأنه - با ملائكه [ كه : « إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » « 200 » و گفتن ملائكه با حضرت حق ، در اين معنى كه : « أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ » ] « 201 » چگونه فهم كنيم ؟ و به چه وجه بوده باشد ؟ جواب گوييم كه : دو احتمال دارد : يكى آنكه - در عالم مثال و حسّ بوده باشد . و آن چنان باشد ، كه : حقّ - جلّ جلاله - متجلّى شده باشد ، به ايشان ، تجلّى مثالى ؛ و اين ، در شريعت ممكن است ؛ به دليل حديث تحوّل [ كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود ، كه : در آخرت ، حق - تعالى - به صور مختلفه ، تجلّى فرمايد ، با اهل آخرت ؛ تا هركس ، آنچه تصوّر كرده باشد ، كه : حقّ آن است ؛ و او را ، به آن تصوّر پرستيده ؛ او را ببيند . و الحديث طويل و بجاى خود ، گفته شود . ] و ديگر آنكه - احتمال دارد ، كه : اين مكالمه ، در عالم ارواح ، بوده باشد ، مجرّد از أشكال و اشباح ؛ و آن بر مثال « كلام نفسى » باشد . و آن چنان باشد ، كه : حقّ - تعالى - در دل ملائكه القا كرده باشد « 202 » كه : « من در زمين خليفه‌اى پيدا خواهم كرد . » و چون ايشان ، به حجب انسانيّت ، محتجب بودند ، و بدين معنى

--> ( 200 ) - ق ( 2 - 30 ) انى ( 201 ) - ق ( 2 - 30 ) أ تجعل ( 202 ) - ن : ندا كرده باشد ( ش )